گاهشماری فلسفه (7): بودا و چهار حقیقت شریف
خاستگاه آیین بودا در هالهای از اسطوره و تردید مستور است. آنچه میدانیم این است که آیین بودا را سیذارتا گواتاما بنیاد نهاد. او در حوالی قرن پنجم یا ششم پیش از میلاد در جنوب نپال و شمال هند آموزگاری میکرد. سیذارتا فرزند شاهی متموّل بود و در نازونعمت میزیست، اما در اواخر دههی سوم زندگیاش به ناخرسندی دچار شد و عزم ترک خانه کرد تا روشنیدگی را بجوید. او به مدت شش سال مشغول مراقبه و ریاضت جسمانی شد، اما پاسخی را که در پیاش بود نیافت. سرانجام روزی زیر درخت انجیری نشست و قصد آن کرد که تا به روشنیدگی نائل نشود از جای خویش برنخیزد. صبحهنگام بیداری عظیم رخ داد و سیذارتا «بودا» («شخص روشنیده») شد. او جمعی از شاگردان را گرد آورد و چهلوچهار سال عمر باقیمانده را صرف تعلیم راه رهاییای که کشف بود کرد.
اما این راز آرامش درونی که بودا کشف کرده بود چه بود؟ راز بودا در «چهار حقیقت شریف» او خلاصه شده است: زندگی رنج است، علت رنج خواهشهای خودخواهانه (تانها) است، بر رنج میتوان فائق آمد و راه فائقآمدن بر رنج پیروی از یک راه هشتگانه است (پندار راست، نیّت راست، معیشت راست و دیگر باورها و کنشهایی که نشانهی تعهد جدی به سبک زندگی بودایی و راه رهایی اوست).
آیین بودا جامهی آموزههای نظری را نیز بر تن کرده است، اما بودا خودش در برابر مسائل مابعدالطبیعی همواره یک «سکوت شریف» را حفظ کرد. یکی از شاگردانش میگوید «سرورم هرگز برایم شرح نداد که جهان جاودان است یا نیست، نفس همان بدن یا نیست». آنچه بودا تعلیم میکرد درمان عملی ریشهبرکنی اسباب ناخوشی و ناخرسندی بود. او دریافت که آدمیان در غلوزنجیری میزیند که به دستان خود ساختهاند. ما در رنجیم، چون خود-محوریم و عطش لذتهای پوچ و نداشتههایمان را داریم. وقتی از همهی امیال دستوپاگیر رها شدیم، آزاد هستیم تا «عشق بپرورانیم بیآنکه عزم سنجش و کاوش در همهی موجودات کنیم».
ترجمه از
Bassham, Gregory, The Philosophy Book, 250 Milestones in the History of Philosophy, Sterling, New York, 2016.
کلمات کلیدی: آیین بودا، بودا، چهار حقیقت شریف